ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

103

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

كرد كه به او بپوشانند و به او پوشاندند ، و با او به لحد داخل شد ، و در آنجا بر پهلو خوابيد ، پرسيده شد اى رسول خدا « ص » آنچه را كه با اين انجام دادى با ديگرى انجام نداده‌اى ؟ فرمود : من پيراهنم را به او پوشاندم تا از حله‌هاى بهشت پوشيده شود ، و در لحد او به پهلو خفتم تا از او فشار قبر سبك باشد ، زيرا او از جهت رفتار نسبت به من بهترين مردم بود . ( 1 ) 116 - خبر داد بما احمد فرزند محمد فرزند عبد الوهاب « اجازة » كه ابو احمد عمر فرزند عبد اللَّه فرزند شوذب به آنان نقل كرده و گفت : نقل كرد بما پدرم و - گفت : نقل كرد بما عبيد فرزند مهدى ماوردى كه نقل كرد بما يزيد فرزند هارون كه نقل كرد بما حماد « يعنى فرزند سلمه » از عمار فرزند ابو عمار از ابن عباس گفت در حال گفتگو رسول خدا « ص » را ديدم كه موهايش آشفته و اثر گرد و غبار در چهره‌اش نمايان بود ، و شيشهء پر از خون در دست دارد پرسيدم پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا : اين چيست ؟ گفت : اين خون حسين و ياران اوست ، همواره امروز جمع مىكنم ، و ما آن روز را به ياد نگهداشته و شمرديم ، ديديم در همان روز حسين و ياران او شهيد شده‌اند . ( 2 ) 117 - و گفت : خبر داد بما عمر فرزند عبد اللَّه فرزند شوذب كه نقل كرد بما احمد فرزند عيسى فرزند قاسم گفت : نقل كرد بما ابراهيم فرزند عبد السلام كه نقل كرد بما حجاج كه نقل نمود بما حماد از ابان از شهر فرزند حوشب از ام سلمه گفت : جبرئيل در حضور رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و حسين با من بود ، پس گريه كرد ، و من او را رها كردم ، نزد رسول خدا ( ص ) رفت بلند شده گرفتم ، گريه كرد ، باز رها نمودم ، اين بار بحضور رسول خدا ( ص ) وارد شد ، جبرئيل گفت : اى محمد آيا او را دوست مىدارى ؟ فرمود : بلى ، گفت : امتت او را مىكشند ، و اگر مىخواهى از خاك زمينى كه در آن كشته مىشود نشانت بدهم و بالهايش را به آن زمين كه در آن كشته مىشود گسترد ، و آنجا را بما نشان داد